هلیکوپتر ویو

در استراتژی نویسی چندین دیدگاه وجود داره، یکیش هلیکوپتر ویو است. یعنی به اندازه ای که یه هلیکوپتر بالا میره بتونی به موضوع استراتژی، کلان نگاه کنی. نه خیلی بالا و نه خیلی پایین. گاهی نظراتی که از دیگران دریافت میکنم بهم حس همین هلیکوپتر ویو رو میده، یکم کلان. خانم پرستار بهم میگه مث قرقی کار میکنی. راست میگه خیلی سرعتیم. خیلی هم به انجام کارهای موازی علاقمندم و خوب هم بلدم. اینه که تو بازه زمانی کوتاهی چند کار رو شروع میکنم و با هم پیش میبرم و باهم تمومشون میکنم. البته اینم باید اضافه کنم کارهایی رو که دوستشون ندارم اما باید انجام بدم سریع تموم میکنم. در راستای داشتن علاقمندی های متناقض، اون کاری رو که خیلی دوست دارم هم دلم میخواد سریع انجام بدم، مثل کتاب خوندن. دلم میخواد سریع به انتهاش برسم، اگر انتهاش خوب باشه پس کتاب خوبی بوده وگرنه حتی اگر کل ۱۰۰۰ صفحه خوب باشه فقط انتهاش خوب نباشه، قطعا کتاب خوبی نبوده. شاید برای همینه غزل دوست دارم. اکثرا پایان زیبایی دارند.

 

 

غافل کند از کوتهی عمر شکایت

‏شب در نظر مردم بیدار، بلند است 

‏صائب تبریزی